میرم تو اشپزخونه خوابگاه با کبریت گازو روشن میکنم و می ایستم نگاهش میکنم :/ بعد چند لحظه(نزدیک 1 دقیقه) تازه یادم میاد میخواستم شیر داغ کنم ://// خاطرات من...
قرنطینه واقعا خسته کننده شده بعضی روزا که اصلا دلم نمیخواد هیچ کاری کنم بعضی روزام جوگیر میشم حتی ورزش هم میکنم ولی در کل میگم هنر کنم با این اموزش مجازی بیست واحدو بخونم پاس کنم :/ پ.ن: خیلی وقته دلم میخواد دوباره روزانه هامو بنویسم ولی حوصله و اشتیاق قبلو ندارم پوفففف خاطرات من...